ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
714
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
بود كه در شهر ديگر يافت نميشود و هر چه عمران آن از شهرهاى ديگر بيشتر و وافرتر باشد وضع زندگى مردم آن نيز به همان نسبت در توانگرى و تجمل - خواهى از وضع زندگى مردم شهرى كه از آن فروتر است كاملتر و مرفهتر خواهد بود و اين تناسب بر يك شيوه در تمام اصناف نمودار خواهد گرديد ، چنان كه زندگانى قاضى و بازرگان و صنعتگر و بازارى و امير و شرطى ( پاسبان ) اين شهر با زندگانى همان اصناف در شهر عقب مانده تفاوت خواهد داشت و اين حقيقت را ميتوان در مغرب ملاحظه كرد و در مثل وضع فاس را با ديگر شهرهاى آن ناحيه ، مانند بجايه و تلمسان و سبته سنجيد ، آن وقت مىبينيم ميان آنها خواه از جهات كلى و خواه در جزئيات تفاوت بسيارى وجود دارد چنان كه زندگانى يك قاضى در فاس مرفهتر از زندگانى يك قاضى در تلمسان است و همچنين هر صنفى را در دو شهر مزبور با يك ديگر مقايسه كنيم مىبينيم كه وضع زندگانى آنان در فاس بهتر از زندگانى همان صنف در تلمسان است و نيز وضع تلمسان با وهران و الجزاير و وضع وهران و الجزاير با شهرهاى فروتر از آنها بر همين شيوه است تا بدهكدههاى كوهستانى ميرسيم كه كارهايشان تنها منحصر به تهيهء ضروريات معاش آنان مىباشد يا از فراهم آوردن آن هم قاصراند . و علت آن تفاوت و اختلاف كارها در شهرهاى مزبور مىباشد چنان كه گوئى همهء آنها بازارهائى مخصوص كارهاست و خرج در هر بازارى به نسبت خود آن است چنان كه دخل يك قاضى در فاس و هم در تلمسان برابر خرج اوست ، ولى در هر جا درآمد و هزينه بيشتر باشد وضع معاش اهالى آن عظيمتر و وسيعتر خواهد بود و درآمد و هزينه در فاس به علت رواج بازار كارها در آن بيش از ديگر شهرهاست چه احوال تجمل خواهى و ثروت در آن شهر انبوهتر و فزونتر است و بنابر اين وضع معاش اهالى آن هم فراوانتر و بيشتر است . آنگاه وضع زندگى اهالى وهران و قسطنطنيه و الجزاير و بيسكره نيز بر همين منوال است تا چنان كه ياد كرديم بشهرها